دانشگاه سیرکمال

دانشگاه سیرکمال
مقالاتی در مورد انسان و سرنوشت او از دیدگاه دانشگاه سیر کمال

۱۱ تیر ۱۳۹۸

دوالیسم: جهان سایه روشن- قسمت دوم


طبق تعلیمات استاد الهی، دو جهان نور و ظلمت هم عرض یکدیگر می باشند و هیچکدام از نظر خلقتی، ارجحیتی بر آن دیگری ندارد. این بدان مفهوم است که اگر یکی از این دو، موجود نباشد و یا از فعل و انفعال باز ایستد، کار جهان در تمامیت آن، مختل خواهد شد. برای روشن شدن افکت این دو جهان، با ارائه مثالهایی در این راستا، از سه زاویه کلی به بررسی آنها می پردازیم. س
س - دیدگاه اول، از نظر چرخه بیولوژیک: س
باید توجه داشت که جهان ظلمت و نور ، هرکدام دارای مشخصه های ویژه خود می باشند که در ارتباط با این دیدگاه فقط به سه مورد زیر اشاره می شود:س
جهان نور: جذب نور خورشید، ترکیب و رزونانس که باعث رویش و باروری می شود.س
جهان ظلمت: دفع نورخورشید، تجزیه، پارازیت که باعث ممانعت از رویش و باروری می شود. س

حال با تجزیه و تحلیل یک مورد از موارد یاد شده فوق می توان قضییه را روشن نمود.س
برای آنکه جهان ظلمت بتواند کار خود را در جهت وظیفه تعیین شده خود، یعنی تجزیه به انجام رساند، لازم است موجوداتی را خلق کند که قادر به انجام آن امر باشند. از این رو کلیه تجزیه کنندگان در آن جهان خلق می شوند. روش این نوع خلقت، در کتاب «آفرینش از دیدگاه استاد الهی، فیزیک نوین ذرات» بدقت و از دید فیزیک ذرات بررسی شده است. لذا در اینجا به آن امر پرداخته نمی شود. بر اثر همت همین تجزیه کنندگان است که هر موجودی پس از مرگ، به عناصر اولیه خود تجزیه می شود و به خاک بازمی گردد. در جهت مخالف، نیرویی که باعث ترکیب شدن عناصر با یکدیگر می شود یا همان روح، برای مثال روح جمادی، را موقتن خلقت جهان نور فرض می کنیم. این روح در اولین قدم، عناصر را در جهت غریزه خود، ترکیب می نماید تا مقوله رشد امکان پذیر گردد. حال در نظر بگیرید که جهان ظلمت، از خلق تجزیه کنندگان دست بردارد. نتیجه آن خواهد شد که هیچ چیز در حداقل همین سیاره زمین تجزیه نخواهد شد و در عرض چند سال، این کره آبی رنگ در زیر زباله دفن خواهد شد. س
س - دیدگاه دوم، از نظر سیرکمال موجودات: س
جهان ظلمت عمومن تولید کننده آن چیزی می باشد که ما انسانها آن را بدی می نامیم. گرچه این داستان بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان تصور نمود، اما در هر حال باید از جایی شروع کرد و به نوعی آن را تشریح نمود. از آنجا که اثرات جهان ظلمت در یک سیستم بسیار امر کننده به خواسته ها و امیال حیوانی تجلی می یابد که آن را « نفس اماره » نامیده اند، این سیستم باید در جای خود، یعنی در بخش آتی این کتاب مورد بررسی دقیق قرار گیرد. در این قسمت فقط به این امر اشاره می شود که از طریق حس نمودن این بدیها می شود به اهمیت خوبیها که ارائه دهنده آن جهان نور است پی برد. به عبارت ساده تر برای مثال تا کسی مورد تحقیر قرار نگیرد ، قدر احترام و رفاه را نخواهد دانست. تنها با برخورد و درگیری با عوامل جهان ظلمت است که تجربه بدست می آید. حال اگر جهان ظلمت نمی بود، هیچ انسانی نمی توانست مفهوم صداقت، راستگوئی، درستکاری و مانند آن را درک کند و اهمیت مبادرت ورزیدن به انجام آن را دریابد، زیرا عکس آنرا تجربه نکرده و درک ننموده بود.س
س - دیدگاه سوم، تلفیقی از دو دیدگاه فوق: س
همانطور که در صفحات آتی این نوشتار تحقیقاتی بدان پرداخته خواهد شد، ارواح در هر مرحله از مراحل جمادی، گیاهی و حیوانی به دفعات از حالتی به حالت دیگر در می آیند تا سرانجام با کسب کمال مقطعی خود، به مرحله بعدی راه یابند. این سیر کمال روحی در انتهای مسیر خود به ایجاد روح بشری خواهد انجامید. در این پروسه بسیار بزرگ و طولانی، ارواح از بسترهای مادی، یعنی اجسام و اجساد جماد، گیاه و حیوان به عنوان دستگاهی برای دریافت اطلاعات از محیط استفاده می کنند. حال اگر تجزیه کنندگان که موجودات ظلمانی هستند، خلقت نمی شدند، از آنجا که هیج موجودی تجزیه نمی شد، خاک بعنوان معدن عناصر روزی به پایان می رسید و رشد متوقف می شد و نتیجتن ایجاد روح بشری جدید متوقف میشد و نوع انسان نیز از بین می رفت زیرا بدن فیزیکی بدون روح ، حیات بیولوژیک ندارد. س

تاثرات جهان نور و ظلمت بسیار زیاد است و باید در یک کتاب مجزا همه جوانب آن مورد تحقیق و پژوهش قرار گیرد و این امر بر عهده دانشجویان دانشگاه سیرکمال درآینده است. س
در اینجا فقط در حد اشاره و به عنوان یک مثال کوچک می توان حیواناتی مانند عقرب، رطیل، هزارپا یا حیواناتی بزرگتر مانند کروکودیل و مانند آن را در نظر گرفت و اثراتشان را بررسی نمود. این حیوانات، موجودات جهان ظلمت در نظر گرفته می شوند، زیرا که حامل صفات ظلمانی مانند قساوت، بیرحمی، ظلم و مشخصه هایی از این دست هستند. از آنجا که طبق تعلیمات استاد الهی، در سیرکمال مرحله حیوانی، حیوانات ابتدا شکارشونده هستند و در زندگی های مابعد خود، در قالب حیوانات شکارچی موجود می شوند، از اینرو وجود یک فاکتور برای ایجاد چنین تغییر روحی الزام آور است. این فاکتور، لزوم تجربه نمودن صفات ظلمانی یاد شده فوق می باشد. س

متد کار چنین است : زمانی که حیوانی مانند یک خرگوش را یکی از این حیوانات ظلمانی با بیرحمی و قساوت و وحشیگری شکار کرده، برخی اوقات زنده از هم دریده می خورد، اثرات این صفات در روح آن حیوان جذب می شود. این بدان مفهوم است که این حیوان آن صفات را تجربه نموده ، پس از مرگ جذب آن دسته از ارواح حیوانی آزاد می شود که چنین تجربه ای را در خود ذخیره نموده اند. از مجموع این ارواح همراه با برخی از هفت عامل خلقتی که استاد الهی در آثار خود آنها را مشخص نموده و ما در کتاب «زیست شناسی بعد دوم » و همینطور در    « انسان از دیدگاه استاد الهی» آنها را عمیقن بررسی نموده اثرات این عوامل را در مراحل مختلف سیرکمال مورد تدقیق قرار داده ایم، روح حیوانی را تشکیل می دهند که قادر است طعمه خود را از طریق شکار بدست آورد. باید توجه داشت نوع شکار موجودات ظلمانی و حیواناتی که در اثر سیرکمال به حیوانات شکار شونده تبدیل شده اند متفاوت است. برای مثال عقرب دارای خونی مسموم است و برخی اوقات که به طعمه ای دست نیابد از بچه های خود که بعد از تولید در پشت خود حمل می کند تغذیه می کند. حال آنکه یک شیر با آنکه حیوانی شکارچی می باشد، نه تنها چنین کاری نمی کند بلکه اگر گرسنه نباشد به حتی انسان نیز حمله نمی کند. در تحقیقاتی که جدیدن انجام شده است متوجه شده اند که شیرهای ماده وقتی بچه شیرهایی را می یابند که پدرد و مادرشان به هر دلیلی، از جمله شکار شدن توسط انسان، مرده اند، یک مهدکودک تشکیل داده از آن بچه ها مانند بچه های خودشان مراقبت می نمایند و حتی به آنها از پستان خود شیر می دهند. این بدان دلیل است که شیر مراحل سیرکمال خود را طی نموده و برای بالانس روحی از یک شکارشونده به یک شکارچی تغییر مسیر داده است. این امر بدون وجود جهان
ظلمت غیر ممکن می بود. و این تنها یک جنبه از اثراتی است که جهان ظلمت در سیرکمال موجودات ایجاد می کند. س

عنوان این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است که هر جهان، موجود مخصوص به خود را ایجاد میکند. در جهان نور، روحهای نورانی خلقت و در جهان ظلمت نیز ظلمانیها خلق می شوند و این درحالی است که هر دوی این خلقتها از اثرات نور و ظلمت برخوردار می شوند و برای رسیدن به کمال از شانس یکسانی برخوردار می باشند. از این رو این امکان وجود دارد که در مرحله انسانی، یک ظلمانی به کمال برسد ولی یک نورانی هرگز به مقصد نرسد. این امر در صفت عدالت خدا ریشه دارد. س
س".... آن فضای روحانی که ماهیت در آن حرکت می کرد از نور بود، البته نور در نور ثابت و معین نمی شود مگر در ظلمت شود. به همین علت است که در هر محل و مقامی نور و ظلمت باید قرین باشند....." [1] س

از این پاراگراف از مشاهدات استاد الهی می توان بوضوح دریافت که جهان نور و ظلمت، خارج و مجزا از وجود ماهیت (اولین مخلوق) است[2] و دیگر آنکه در همه پهنه هستی و در همه موارد و در وجود همه انسانها و ارواح و موجودات و مخلوقات که در جهانهای مادی و نیمه مادی بسر می برند، اثرات نور و ظلمت مشترکن وجود دارد. تنها در جهان کمال است که این اثرات یافت نمی شود زیرا با اتمام سیرکمال، هر روح این اثرات ظلمانی را از درون روح خود زدوده است و یا به عبارت تخصصی تر ماهیت آنها را تغییر داده است و به همین دلیل است که قادر و مجاز به بازگشت به جهان کمالیها می باشد. س
همانطور که بارها در مقالات مختلف عنوان شده است، در حال حاضر مطالب در مورد آموزشهای استاد الهی ، آنطور که ما درک کرده ایم، فقط به شکل روبنایی و سطحی بازتاب می یابند تا خوانندگان ابتدا با اساس جهانبینی و تفکرات او آشنا شوند. پس از تکمیل این فاز، دروس علمی تلفیقی این آموزشها
ارائه خواهند شد. س

س [1] شرح خلقت از دیدگاه استاد الهی، برگرفته از کتاب مبانی معنویت فطری، دکتر بهرام الهی
  س[2] جهان نور در واقع از وجود خود ماهیت ساطع می شده است. در اینجا، منظور از این جمله درمتن آنستکه ایجاد جهان نور و ظلمت ، بعد از جوشش اول ماهیت و به همراه او بوجود آمده اند، زیرا تا قبل از آن، ماهیت در یک فضای بی رنگ در حرکت بود است  .س 

اختصاصی اندیشه آنلاین
تجزیه و تحلیل: فرامرز تابش
 n,hgdslÖ üihk shdi v,ak_rslj n,l  : کد مقاله در آرشیو فصلنامه اندیشه آنلاین آلمان


در یوتوب                                                                          
برای مشاهده فیلم ویدئویی این مقاله، اینجا کلیک کنید.س

ساختار جهان هستی- قسمت اول

مبدا خلقت (خدا) س
توضیح و تفسیر مقوله خدا را به همین صورت که در اینجا نوشته ام، در کتاب «تفسیری متفاوت از کتاب مقدس» نیز آورده ام، زیرا بحث تا انتهای خلقت همین است و تغییری نخواهد کرد و اصولن مقوله خدا تغییرپذیر نیست. از اینرو قلمفرسائی برای ایجاد انشایی متفاوت، اصل مطلب را دگرگون نخواهد ساخت، جز آنکه وقت و انرژی را برای پرداختن به مطالبی دیگر ضایع خواهد نمود.س

در تعلیمات دانشگاه سیر کمال، خدا، یهوه، ایزد، الله، یزدان و یا هر نام دیگری که برای آن گزیده اند، به مبدا اصلی و ازلی خلقت همه پهنه هستی ، اعم از جهانهای مادی ، نیمه مادی و غیر مادی و قوانین حاکم بر آن اطلاق می شود. س
بحث بر سر آنکه وی چه ماهیتی دارد و چگونه و از کجا آمده، غیر از آنکه قابل پاسخ نیست و هرگز کسی بدان پاسخ نداده است، ما را نیز به جایی نخواهد رساند و به درازا نیز خواهد کشید. فرض بر این است، فردی که این سطور را مطالعه می کند، به وجود خدا، ولو کمرنگ، اعتقاد داشته باشد و یا حداقل قابلیت تحقیق، و شهامت شنیدن و مطالعه در آن باره را داشته باشد، زیرا بحث همیشه بر سر اثبات وجود او بوده است، نه بر سر اینکه چگونه بوجود آمده است. س

تدقیق در علم فضا شناسی، ما را با عظمتی شگفت آور روبرو می سازد. تنها یک زاویه کوچک از این پهنه نامحدود که فقط به اندازه ناخن انگشت شما باشد، میلیاردها ستاره (خورشید) را در بر می گیرد که بسیاری از آنها میلیونها برابر بزرگتر از خورشید ما می باشند و برخی از آنها، دیگر در آنجا وجود ندارند. س
نظم حاکم بر این پهنه بی انتها، حتی دانشمندان بسیاری را به فکر وامیدارد که در پس آنچه دیده می شود، باید قدرت و ناظمی مافوق تصور، قدرتمند و دانا دست اندر کار باشد که دانش و درایت او یقینن خارج از تصور مخلوقات است. س

در دانشگاه سیرکمال، این نظم دهنده خلاق، دارای خصوصیاتی می باشد که برخی از آنها چنین تفسیر می شوند:س
س -او خدایی است که همواره یکتا و بی همتا بوده است. س
س -او جهان هستی و همه قوانین مربوط به خلقت آن، ایجاد موجودات، قوانین مربوط به سیرکمال هر نوع از خلقت و مانند آن را تعیین و تدوین نموده است.س
س -همه نژادهای اولیه انسانی، حیوانی،گیاهی و جمادی ، همه اقوام و همه زبانهای مختلف و کلیه ادیان متفاوت را خود او آفرید. اما اختلاط نژادی، گویشهای مختلف و برخی آداب و رسوم، بر اثر برخورد اقوام و ملل و گونه ها بوجود آمد.س
س -او با همه مخلوقات در همه جهان هستی در ارتباط است و در این رابطه، با هر گروه و حتی با هر فرد و موجودی، مطابق با اعتقادات گروهی و یا فردی آنها برخورد می کند و به هر شخصی، خود را مطابق با سطح پیشرفت روحی او نشان می دهد و بر او جلوه می کند. زیرا اگر قرار باشد او با ما با همان ذات حقیقی خود که دانش و آگاهیش برای هیچ مخلوقی حتی خلقتهای خاص و مقامات ازلی، قابل درک و فهم نیست، تماس حاصل کند بی نتیجه خواهد بود، زیرا ما در اینصورت زبان او را نخواهیم فهمید و نتیجتن نخواهیم دانست که او از ما چه انتظاری دارد.س
س -مقصود او از خلقت جهان مادی، سیرکمال مخلوقات بوده است. زیرا این پهنه بی کران جهان مادی، به مثابه کودکستان، مدرسه، دبیرستان و دانشگاهها و لابراتوارهایی در نظر گرفته شده اند که پختگی روحی فقط در آنها میسر می شود. ارواح در برخورد با تناقضات همین جهانها، به مرور روش برخورد صحیح با پدیده های متناقض را آموخته، گروه گروه به کمال خود می رسند.س
س -برای طی این مسیر به سوی کمال روحی، در سیاره زمین، ادیان، مذاهب و فرقه های عقیدتی متفاوتی را ایجاد نموده تا هر فرد و گروهی بتواند بر اساس نوع و سطح پیشرفت روح خود، حتی بر حسب علاقه خود، به یکی از آنها گرویده ، از آن طریق مراحل رشد روحی را طی نموده به مبدا خلقتی خود رجوع نماید. س
از دیدگاهی تخصصی تر، حتی مقوله «بی اعتقادی» نیز بخشی از سیرکمال محسوب می شود.س

آلبرت اینشتین، فیزیکدان برجسته، در نامه ای که در سال ۱۹۲۶ به ماکس بورن نوشت به او چنین می گوید:س

س "مکانیک کوانتوم قطعن مخالف آن چیزی است که تاریخ همیشه ما را به آن می‌خواند. اما صدایی از درون به من می‌گوید که این هنوز چیز حقیقی نیست. نظریه، چیزهای زیادی می‌گوید اما هرگز ما را گامی به راز آن قدیمی‌ترین (خدا) نزدیک نمی‌کند. من به هر حال معتقد هستم که خداوند تاس نمی‌ریزد " (سند76. بخش مستندات انتهای کتاب)س

در اینجا او که یک دانشمند بزرگ بود، بدرستی معتقد است که کار خدا یقینن از روی احتمالات و نابخردانه و بدون برنامه ریزی دقیق، با تاس اندازی نیست. آن «صدایی از درون» الهامات دقیق و صحیحی را در اختیار او می گذاشت، زیرا در آن زمان  «هنوز چیز حقیقی»ارائه نشده بود و مکانیک کوانتم قادر به تشریح جهان در کلیت خود نبود. س
این «چیز حقیقی» را که استاد الهی در سالها پیش از آن به مرور، تکمیل نموده و در قالب تعلیمات و کتابهایی که برخی از آنها حتی هنوز به چاپ نیز نرسیده اند، ثبت نموده بود، حدود شصت سال بعد از نگارش این نامه، ارائه شد و در اختیار همگان قرار گرفت. و بدین ترتیب، جهان با « راز آن قدیمی‌ترین » آشنا شد.س

فکر می کنم تا همین حد در ارتباط با مفاهیم اولیه خدا در دانشگاه سیرکمال، کافی باشد، چه، این مطلب، یک امر احساسی توام با منطق است و با مقاله نویسی و قلمفرسایی بسیار، قابل اثبات نیست.س
اما با آشنایی با تفکرات و تعلیمات این دانشگاه، به تدریج با خدای مورد اعتقاد ما بیشتر آشنا خواهید شد.س

پایان قسمت اول
در قسمت دوم به مقوله خلقت و نقشه و طرح اولیه خواهیم پرداخت.س


تحقیق و پژوهش: فرامرز تابش
منابع: آثار استاد نور علی الهی 
و همچنین
کتاب «تفسیری متفاوت از کتاب مقدس»، نوشته فرامرز تابش
کد مقاله در آرشیو فصلنامه اندیشه آنلاین آلمان:س
Shojhv üihk isjd- rslj h,g


در یوتوب                                                                        
برای مشاهده فیلم ویدئویی این مقاله، اینجا کلیک کنید.س

ساختار جهان هستی- قسمت دوم

مقوله خلقت و نقشه و طرح اولیه 

حرکت جوهری
جهان هستی یک جهان کوانتمی است، بنابراین به دلیل حرکت جوهری خود، بشدت سیال است و گرچه فقط یک حقیقت در مورد آن موجود است اما حقایق جزئی تر آن، از هر زاویه ای بدان بنگری به شکل دیگری نمود می کند. س

س " هیچکدام از موجودات ساکن نیستند و همیشه در حرکتند ، منتهی در حرکت جوهری . حرکت جوهری در تمام کائنات هست و همین حرکت جوهریست که متصل به حرکت جوهری مطلق خداست و رابطۀ مستقیم نامیده می شود. رابطۀ غیر مستقیم هم روی پایۀ علت و معلول است . حرکات جوهری در جماد و نبات و حیوان و بطور کلی درهمه جا هست . وقتی میمیریم ، همین حرکت جوهریست که ارتباط را برقرار میکند .س
در فضا ، خلأ نیست چون خلأ یعنی فنا و فنا هم در کار کاینات نیست . " (سند اول) س

هر موجود در خلقت در هر ثانیه، در هر دو بعد روحی و جسمی خود در حال تغییر و تحول است. متخصصین غدد درون ریز معتقدند که تنها در بدن انسان در هر ثانیه بیش از پنجاه میلیارد فعل و انفعال بیوشیمیایی به انجام می رسد.  فعل و انفعالات به اشکال مختلف، نه تنها در درون هر سلول، بلکه درون هر اتم و هسته آن و حتی مابین ذرات زیراتمی نیز برقرار است. این تغییرات یا همان حرکت جوهری، اثرات گوناگونی را ایجاد میکند که تاثیرگذاری بر محیط و پدیده ها، و همینطور تاثیرپذیری از محیط و پدیده های آن را تحت الشعاع قرار می دهد. این بدان مفهوم است که تعامل درونی و برونی یک سیستم، به حرکت جوهری وابسته است و بالعکس.س
در دانشگاه سیرکمال، خلقت به همه پهنه هستی، اعم از جهانهای مادی و نیمه مادی و غیر مادی (به استثنای مبدا خلقت) و همه موجودات و ممکنات این وسعت غیر قابل تصور و تمام قوانین حاکم بر آن اطلاق می شود. بدیهی است که این اِگزیست یا وجود، هستی بخش و طراحی را لازم می آید که آن را «مبدا خلقت» با همان تعریفی که در سطور پیش(قسمت اول این مقاله) بررسی شد می دانیم.س
در اینجا به بررسی مختصر و اولیه برخی از این قوانین می پردازیم.س

س -دانش اولیه 
مبدا خلقت، نقشه و طرحی را آماده نمود که بر طبق آن، ایجاد مرحله به مرحله این پهنه بیکران، طبق قانون علت و معلول و سبب و مسببیت و قوانینی دیگر، امکان پذیر شد. همه آنچه لازمه این آغاز بزرگ بود در یک بسته اطلاعاتی دراختیار اولین موجود قرار گرفت. این بسته دارای دو بخش بوده است. بخش اول را دانش اولیه می نامیم که همه انواع علم و دانش، از هر نوع آن و در هرکجای این جهان بی انتها را شامل می شود. ازاینرو می توان این دانش را «دانش مادر» نیز نامید که مجموعه ای می باشد از انرژی بیرونی مبدا خلقت و شامل کدهای بسیار زیاد و از نظر علم بشر، بسیار پیچیده. قسمت دیگر آن، نفس     می باشد.س 
نفس را بطور خلاصه می توان، همه انواع صفات در همه جای جهان هستی از جمله صفات حیوانی و یا صفاتی مربوط به موجودات دیگر، برای مثال در یک سیاره در کهکشان آندرومدا دانست. بدیهی است که این صفات ، خواسته و میل را نیز ایجاد می نمایند که بحثی بسیار پیچیده می باشد و در مبحث دوم این سری مقالات بدان خواهیم پرداخت. نکته دیگر آنکه به غیر از صفات مربوط و مخصوص به روح ملکوتی ، همه صفاتی که از دید انسان خوب و یا بد تلقی می شوند، جزو این مجموعه صفات محسوب می شوند. این بدان مفهوم است که این صفات شامل صفات هر دو جهان ظلمت و نور می شوند. س
نفس در واقع وسیله ای برای «ماهیت» بود که با شناخت آن، بتواند خود و در پی آن، خالق خود را بشناسد و علم، دانشی بوده است که بر طبق آن بتواند بر اساس طرح اولیه، اولین مخلوق بعد از خود را ایجاد نماید و علم و نفس لازم را در اختیار او بگذارد تا او نیز به همین امر مبادرت ورزد تا اینکه تیم مهندسی و ایجاد ساختار جهان هستی کامل شود.س

س -جلب منفعت، دفع ضرر و تنازع بقاء
با بررسی دقیق همه پدیده ها، فعل و انفعالات فیزیکی و شیمیایی، بیوشیمیایی و بیولوژیک و همینطور رفتار موجودات همین سیاره خاکی خودمان، به سهولت به این امر پی می بریم که همه این اِلمنتها بدنبال جلب منفعت و دفع ضرر می باشند تا بتوانند تنازع بقای خود را تضمین نمایند. این امر نه تنها رفتار غریزی، بلکه رفتار هوشمندانه موجودا ت هوشمند را نیز شامل می شود.س 
اگر این سه خصیصه وجود نمی داشت، جهان هستی بحرکت در نمی آمد و پدیده ها شکل نمی گرفتند. یک مثال ساده اینکه، حیوانات زیادی در طبیعت از روش تغییر رنگ برای استتار خود استفاده می نمایند که باعث دفع خطر می شود، همین حیوانات دارای زبانهای بلند و چسبناک هستند که با سرعت اعجاب آوری طعمه را شکار می کند. این عمل در واقع باعث جلب منفعت است و مجموع هر دو خصیصه یاد شده در آن حیوان، بقای وی را تضمین می کند. س
این سه خصیصه بخشی از « نفس » می باشند که در آن بسته اطلاعاتی اولیه که به ماهیت داده شد، گنجانده شده. این امر که به چه شکل باید هر موجود از این سه خصیصه استفاده نماید، در بخش «دانش» آن بسته اطلاعاتی قرار داده شده است. البته بحث بُروز این سه خصیصه در روح ملکوتی مسئله ای جداست.س

بَیابَس ها
استاد الهی با انتشار کتاب برهان الحق، گذشته از آنکه سندی تاریخی و قابل اعتماد در مورد مبانی فکری و اصول عقاید و ارکان مسلک عرفانی اهل حق ارائه داد و بدینوسیله این جماعت را با خاستگاه، ریشه و اصل خود آشنا، و برخی از اسراری که همیشه در هاله ای از ابهام قرار داشتند را مطرح و تشریح نمود. یکی از این اسرار، نحوه کسب اطلاعات لازم در مورد قوانین خلقت است که در هر دوره توسط خداوند به نمایندگان هر گروه از مخلوق در بدو خلقت آنها، ابلاغ شده است. این نوع قرارداد در اصطلاح عرفان اهل حق«بَیابَس» نام دارد. در کتاب نام برده شده فوق، بیابس چنین تعریف شده است: س
س " ...باصطلاح اهل حق «قرارداد منعقده کافی و قطعی»می باشد، یا به عبارت دیگر «قانون اساسی مذهبی» ...."س
این قرارداد که حاوی قوانین ازلی حقیقت است در هفت بزنگاه از بدو ایجاد جهان هستی تا به امروز به افرادی خاص در مکانهایی ویژه ابلاغ شده است. استاد الهی در مورد اولین بیابس که «بیابس عالم ذر» یا «خاوندگاری» نامیده می شود چنین می گوید:س
س " خداوند در عالم ذر، قوانین و مقرراتی برای تمام مخلوق کاینات گذاشت که هیچگاه از آن مقرراتی که خود گذاشته است خارج نمیشود . ...." . س      (سند دوم)       سس
این قوانین همان نقشه و طرح اولیه خلقت است که بر آن اساس باید جهان هستی بوجود آید و اداره شود. از آنجا که این قوانین باید به مهندسین خلقت ارائه     می شده است، می توان نتیجه گرفت که طرف مقابل این بیابس، ماهیت و یارانش بوده اند.س
دومین و سومین بزنگاه که مربوط است به خلقت مخلوقی به نام «جان» و پس از آن،«بنی جان» دو بیابس مجزا با نمایندگان آن دو خلقت صورت پذیرفته است و بدینوسیله آنها را از قوانین خلقت آگاه نموده اند.س
چهارمین بیابس هنگام خلقت آدم(نوع انسان) بوده است و طی آن، این امر تکرار شده است. پنجمین و ششمین بیابس به ترتیب در زمان انتهای سیستم پیامبری که منجر به شروع روند رهبری معنوی(ولایت) در یک سیستم دوازده گانه خاص شده است، بوده و دیگری در انقضای این سیستم به اجرا درآمده است که بیابس ششم، «ساجنار» نام دارد. آخرین بیابس «بیابس پِردیوری» می باشد. این بیابس در محلی در اطراف پل رودخانه سیروان از طریق سلطان اسحاق(موسس گروه عرفانی اهل حق) که اهل حق، وی را مظهرکامل حق می دانند به هفت نفر از یاران خودش که هر یک دارای یکی ازهفت مقام شاخص ازلی بوده اند، ابلاغ  می شود.س 
باید در نظر داشت که تا این زمان جز خواص، کسی از مفاد این قوانین و مقررات و اسرار حقیقت باخبر نبوده است، تا زمانی که استاد الهی این حقایق را کشف و دسته بندی نمود و در اختیار همگان قرار داد. آنچه در این کتاب و کتب دیگری که به رشته تحریر درآورده ام، مورد بررسی قرار گرفته ، بخشی از همان قوانین است که از آثار استاد الهی استخراج شده است. بنابر این، از این به بعد همه افراد می توانند به قوانین اولیه خلقت دست یابند.س
به عقیده شخصی من، بیابس پِردیوری آخرین بَیابَس نبوده است ، بلکه آخرین آن در زمان مشاهدات استاد الهی از نحوه ایجاد خلقت بوقوع پیوسته است. این آخرین بیابس، بر طبق مفاد آثار استاد ، همیشگی و ابدی خواهد بود. اما به مرور قوانین آن مورد تدقیق و بررسی دانشمندان دانشگاه سیرکمال قرار خواهد گرفت.س
پایان قسمت دوم

منبع:س
برگرفته از کتاب «دانشگاه سیرکمال استاد الهی». نویسنده: فرامرز تابش

منبع مورد استفاده کتاب :س
آثار استاد نورعلی الهی
کد ثبت مقاله در آرشیو فصلنامه اندیشه آنلاین آلمان:س
 shojhv üihk isjd-rslj n,l-lr,gi ogrj , xvp , krai h,gdi


                                                                          در یوتوب

برای مشاهده فیلم ویدئویی این مقاله، اینجا کلیک کنید.س